محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6556

تاريخ الطبرى ( فارسي )

كه بنزد هر كس ميروند از نيكو كارى موفق كه آن را معاينه ديده‌اند ، با وى سخن كنند و بگويند كه راى موفق دربارهء همه زنگيانى كه به امان سوى وى روند ، يا اسير شوند چنين است . از اين كار به منظور خويش كه استمالت ياران سالار زنگيان بود رسيد ، چنان كه به سوى وى و اطاعت و مسالمتش متمايل شدند . موفق و پسرش ابو العباس ، صبح و شب به خويشتن و با ياران خويش ، به نبرد خبيث و ياران وى بودند كه مىكشتند و اسير مىگرفتند و زخم مىزدند . در يكى از اين نبردها تيرى به ابو العباس رسيد كه وى را زخمدار كرد و از آن بهى يافت . ( 609 در رجب اين سال بهبوذ يار خبيث كشته شد . سخن از چگونگى كشته شدن بهبوذ يار سالار زنگيان گويند كه بهبوذ ، پسر عبد الوهاب بيشتر از همه ياران خبيث هجوم مىبرد و راه مىبريد و مال مىگرفت و از اين راه مالى گزاف فراهم آورده بود . وى با زورقهاى سبك مكرر برون مىشد و نهرهايى را كه به دجله مىرسيد طى مىكرد و چون به كشتىاى از آن ياران موفق مىرسيد آن را مىگرفت و به نهرى كه از آن آمده بود مىبرد . اگر كسى به تعقيب وى روان مىشد و دور مىرفت جمعى از ياران بهبوذ كه براى اين كار مهيا - شان كرده بود به دو هجوم مىبردند و راهش را مىبريدند و با وى نبرد ميكردند و چون اين كار مكرر شد و كسان از او حذر مىكردند ، بر كشتىاى نشست و آن را همانند كشتيهاى موفق كرد و همانند علمهاى وى بر آن نهاد و با آن در دجله برفت و چون از مردم اردوگاه غفلتى مىيافت به آنها مىتاخت و مىكشت و اسير مىگرفت . از آنجا به نهر ابله و نهر معقل و شكاف شيرين و نهر دير مىرفت و راهها را مىبريد و به مال و خون رهگذران دست اندازى مىكرد . وقتى موفق از اعمال بهبوذ خبر يافت چنان ديد كه همه نهرهايى را كه بستن آن آسان بود ببندد و بر دهانهء نهرهاى بزرگ كشتيها نهد كه از تباهكارى بهبوذ و ياران وى در امان ماند و